تبلیغات
حــــــــــرم رضـــــــــــوی

حــــــــــرم رضـــــــــــوی

بسم الله الرحمن الرحیم

بازهم غروب پنج شنبه ای دلگیر رسیده اولین غروب پنج شنبه ای بود که حجت بین ما نبود.

همگی سر خاکش رفته بودیم از اونجایی که مزار مطهر اقا حجت دریک روستاییه که قبرستان اون روستا پشت

پشت یه کوهی است!بعد از خوندن فاتحه یاد یه چیزی افتادم که حجت خودش گفته بود.!

یاد روزی افتادم که با اقا حجت بعد از دعای ندبه رفتیم کوه اقا حجت لباس کوهنوردی و کفش باخودش نیاورده بود.

بهش گفتم اقا حجت مگه لباس عوض نمیکنی؟

گفت:نیاوردم!

گفتم:اینطوری تا بریم بالای کوه اذیت میشی.

گفت: نه بابا اشکال نداره من بچه ی کوه هستم.

ماهم گفتیم باشه رفتیم بالای کوه و خیلی هم اذیت شد!

خلاصه داشتم میگفتم امروز که سر خاکش بودم کوه رو که دیدم گریه ام گرفت با چشم های پر از اشک با خودم گفتم:

اقا حجت یادته میگفتی بچه کوهی ؟پس همین الان پاشو تا باهم دیگه بریم سرهمین کوهی که کنار قبرته!

هرچی داد زدم تو دلم اما جوابی درکار نبود!

یا زهرا




طبقه بندی: آ قــــــــــــــــا حــــــجـــــــت،
[ جمعه 26 اسفند 1390 ] [ 01:20 ق.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]
درباره وبلاگ

نظر سنجی
  • میزان صلوات شما برای شادی روح شهید رحیمی





  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب

    حــــــــــــــــــــرم رضــــــــــــــــوی


    ضد گلوله
    Instagram